از مدتها پیش فکر میکردم که چگونه باید با جبهه پایداری برخورد کرد، به خصوص پس از رد صلاحیت های گسترده حامیان رییس جمهور از سوی شورای نگهبان -که با تشکر فتنه گران از این شورا همراه بود- وضعیت وارد فاز تازه ای شده. اکنون ما به عنوان حامیان دولت با گزینه های محدودی رو به رو هستیم که هیچ کدام مطلوب و ایده آل نیستند. از طرفی فتنه گران از ماه ها قبل سخن از انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری میزدند و اصولگرایان فتنه گر مانند باهنر نیز خواستار "قلع و قمع کامل عدالت طلبان"پس از انتخابات ریاست جمهوری شده اند. این همراهی اصولگرایان با فتنه گران با شروع انتخابات مجلس کلید خورده. طرح روشنی است: دولت باید سقوط کند و احمدی نژادی نماند. و کلید شروع این اتفاقات هم انتخابات مجلس است.
چگونگی تشکیل جبهه ی پایداری:
به نظرم مهمترین نکات در مورد جبهه پایداری را باید در چگونگی تشکیل آن یافت. متاسفانه بررسی چگونگی تشکیل جبهه پایداری مساله ایست که ما تا کنون آن را بطور کامل بررسی نکرده ایم.
پروژه ی تشکیل جبهه پایداری با تربیت نیروهای لازم و آماده سازی آنها در موسسه امام خمینی آغاز شد(صحبت های بی ریا). پس از گذشت سال ها و آماده سازی کادر برای ایفای نقش در قدرت، سرانجام موعد آن میرسد و به تدریج اعضای کادر سازی شده «شروع به تفکیک یاران احمدی نژاد میکنند».
چنین حرکتی اهمیت زیادی دارد و آنها شروع به یافتن جایگزین علنی برای احمدی نژاد(از میان خودشان) میکنند. با کوبیدن بر طبل خراب بودن بخشی از یاران احمدی نژاد و در عوض حمایت از بخش دوم و القای تفرقه، آنها بخوبی توانستند احمدی نژادی ها را به خوبی دو دسته کنند و "با جدا کردن بخشی از احمدی نژادی ها، آنها را به خودشان اضافه کنند."
طیف تندرو در جبهه ی پایداری که قبل از خانه نشینی به مرحله ی بلوغ رسیده بودند، آماده ی حرکت شده و فقط در انتظار یک اتفاق بودند و آن اتفاق هم "جدا کردن احمدی نژادی های ساده دل از احمدی نژاد و اضافه کردن آنها به خودشان بود"و تا در پوشش آنها بتوانند فعالیت کنند. اگر کسی کمان کند که این اتفاقات با خانه نشینی شروع شده قطعا اشتباه کرده، اتفاقا این جدا شدن ساده دلان از احمدی نژاد و شروع سنگین ترین حملات به دولت از سوی طیف تندرو پیش از خانه نشینی رخ داد.(20 فروردین و به نظر من یکی از دلایل خانه نشینی همین حملات فوق العاده شدید تکفیری ها بود)

جبهه دوپاره:
جبهه پایداری تشکیل شده است از دو طیف. معتدل و تندرو. یکی از بزرگترین علامات سوال درباره جبهه پایداری نحوه جمع شدن این دو طیف متضاد است. کوچک زاده که میگوید تا رهبری نگوید جریان انحرافی من نمیگویم؛ و یک طرف دیگر تندرو هایی مانند روانبخش و جلالی، بی ریا و نبویان.... . چه چیزی باعث یکی شدن این دو طیف علیه دولت است، واقعا عجیب است.
برای مقابله با تندرو های جبهه پایداری و ایفای نقش معتدلین چه باید کرد؟!
نظر من این است که همان ترفند خودشان را به خودشان برگردانیم. طیف معتدل را از جبهه پایداری جدا کنیم تا "اگر"ممکن شد دوباره به احمدی نژاد باز گردند. از همین الان هم تناقضات بسیار شدیدی در اعضای دو طیف جبهه پایداری شروع شده. معتقدم که این جدایی از مدتها پیش آغاز شد، از مدتها قبل. در همان اوایل هم طیف تندرو مایل به اتحاد با جبهه متحد بود در حالیکه طیف معتدل ایستادگی خوبی در این قضیه داشت. اگر بتوانیم معتدلین را از تندروهای جبهه پایداری جدا کنیم و اختلافات آنان با یکدیگر را برای همه مشخص کنیم و از همه مهمتر طیف معتدل هم مایل به ابراز برائت از تفکرات خطرناک تندروها باشند، قطعا میتوان روی طیف معتدل برای حمایت از دولت در انتخابات مجلس حساب کرد وگرنه تندروها خود یک زمینه برای تکفیر رییس جمهور هستند.
فراموش نکنیم که براثر کنار هم بودن طیف تندرو و معتدل مواضع آنان کمی ممکن است به سمت هم نزدیک شود- البته حرکت معتدل ها به سمت تندروها بیشتر بوده- که مقداری طبیعی است و میتوان آن را ناشی از تاثیر آنها روی هم دانست.قطعا اگر معتدل ها از طیف تندرو فاصله بگیرند دوباره به مواضع خود برخواهند گشت. اینگونه قطعا میتوان در برابر فتنه گران چپ و راست از گفتمان انقلاب دفاع کرد... .